|
پژواک متین ابراهیمی[1090]
به سلامتی کسی که بیخیالمونه ، ولی تو خیالمونه . . | |||||
|
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 2:55 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
«من در هیچچیز اگر استعداد نداشته باشم در یک چیز استادم؛ جوگیر شدن. آقای قاضی من جوگیر شدم.» اینها جملات مسعود شستچی در سریال مرد هزارچهره است. چرا مسعود شستچی جوگیر شد. اصولا جوگیر شدن یعنی چه و چه اثراتی دارد؟ پاسخ به این سوالات را میتوانید در گفتگو با دکتر یوسف کریمی، دکترای روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی بیابید ? سلامت : آقای دکتر، تا حالا جوگیر شدهاید؟ موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 2:54 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
اغلب مردهایی که در معرض استرس شدید قرار دارند در خود فرومیروند، سکوت میکنند و بیاحساس میشوند تا مسئله خود را به شکلی حل کنند. از آنجایی که طبیعت اصلی مرد، مردانه و مذکر است برای مبارزه با استرس به این نیاز دارد که خود را از معرکه عقب بکشد و مدتی را به تنهایی بگذارند. این رفتار قدرت مردانه او را تشدید و تقویت میکند.بنابراین زمان مناسبی برای رسیدگی به واکنشهای عاطفی و احساسی نیست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با احساسات خود قطع رابطه میکنند تا بتوانند به طور عینی و منطقی با مسئله پیش آمده برخورد کنند. زنها از این رفتار مردها به هراس میافتند زیرا اگر قرار باشد زنی با احساسات خود قطع ارتباط کند باید به قدری ناراحت باشد که بخواهد کسی را رد کند اما این موضوع در مورد مردها صدق نمیکند در حالیکه مردها خود به خود در واکنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه میکنند. مرد توانایی آن را دارد که در لحظهای در خود فرو برود و سکوت اختیار کند به همین شکل میتواند در لحظهای از این حال خارج شود. وقتی مردها متعادلتر میشوند برای آنها صحبت درباره اینکه از چه موضوعی ناراحت بودند سادهتر میشود. وقتی مرد از دنیای سکوت و تنهایی بازمیگردد ممکن است حرفی برای گفتن نداشته باشد زیرا ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که دلیل و موضوعی برای ناراحت شدن وجود ندارد. در اغلب موارد وقتی مرد از سکوت و انزوا خارج میشود و میگوید که همه چیز خوب و عالیست بهتر است زنش به این گفته او اطمینان کند و در شرایط آرام قرار بگیرد. زنها را درک کــنید
نیاز به درک شدن برای زنها وقتی مرد، زمان کافی برای درک کردن احساسات و نیازهای همسرش صرف نمیکند زن به سادگی سردرگم میشود و امکان اینکه واکنشی شدید و بیتناسب نشان دهد افزایش مییابد. وقتی زنی احساسات خود را با شوهرش در میان میگذارد اگر شوهر به حالت انفعالی به صحبتهای او گوش فرا دهد و امیدوار باقی بماند که به زودی حرفهای زنش تمام خواهد شد روی او اثر میگذارد و بر ابهامات یا ناراحتیهایش میافزاید. وقتی زنها تصمیم میگیرند مانند مردها رفتار کنند و به منطق بیش از احساسات خود بها بدهند گیج و سردرگم میشوند به خصوص اگر قرار باشد زیر فشاری برای تصمیمگیری باشند. معمولا وقتی زنی سردرگم است، میخواهد تصمیمی بگیرد در این زمان او بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد وباید آرام بگیرد و احساساتش را مرور کند. در این زمان است که میتواند به راحتی تصمیم بگیرد. وقتی مردی برای درک کردن زنش به حرفهای او گوش میدهد خود به خود متعادلتر میشود و زن زمانی متعادلتر میشود که بتواند حرفها و احساساتش را بازگوید و این تنها زمانی میسر است که مردها بتوانند زبان تکلم زنها را بیاموزند و زنها هم به طریقی سخن بگویند که مردها میل به شنیدن داشته باشند. یکی از فواید گوشدادن مردها به صحبت همسرانشان این است که آنها احساسات خود را کنار میگذارند و از افکار خود برای درک احساسات زنشان و این که چرا او چنین احساسی دارد استفاده موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 2:54 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 2:53 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 2:52 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
سوالهای زیر را از بچههای 5 تا 10 ساله پرسیدهاند. اما انگارجوابهای آنها خیلی بچگانه نیست!
بهترین سن برای ازدواج چند سالگی است؟
«??سالگی! چون در آن سن مجبور نیستید کار کنید و میتوانید هی دراز بکشید و فقط همدیگر را دوست داشته باشید.» جودی، 8 ساله
«مهدکودکم که تمام بشود، میروم و برای خودم دنبال زن میگردم!» تام، 5 ساله
در اولین قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه میگویند؟
«در اولین قرار ملاقات فقط به هم دروغ میگویند و این معمولا باعث میشود که از هم خوششان بیاید و یک قرار دوم بگذارند.» مایک، 10 ساله
مساله حیاتی: بهتر است آدم ازدواج کند یا مجرد بماند؟
«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها باید ازدواج کنند چون یک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بیفتد و تمیز کند!» لینت، 9 ساله
«بابا این چیزها سردرد میآورد. من فقط یک بچهام. من همچین بدبختیهایی نمیخواهم.» کنی، 7 ساله
چرا دو نفر عاشق هم میشوند؟
«هیچ کس نمیداند چه اتفاقی میافتد، ولی من شنیدهام که یک ربطهایی به بویی که آدم میدهد دارد، برای همین است که مردم این قدر عطر و ادکلن میخرند.» جین، 9 ساله
«میگویند یکی به قلب آدم تیر میزند و این حرفها، ولی مثل اینکه بقیهاش این قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله
عاشق شدن چطوری است؟
«مثل یک بهمن که برای زنده ماندن باید زود از زیر آن فرار کنی.» راجر، 9 ساله
«اگر عاشق شدن مثل یادگرفتن حروف الفبا سخت است، من یکی که نمیخواهم. خیلی طول میکشد.» لئو، 7 ساله
نقش خوشتیپی در عشق
«اگر میخواهید کسی که در حال حاضر جزئی از خانوادهتان نیست، دوستتان داشته باشد، خیلی مهم نیست که خوشگل باشید.» ژوانه، 8 ساله
«فقط قیافه مهم نیست. من را نگاه کنید. خیلی خوشتیپم. اما هنوز کسی پیدا نکردهام که با من ازدواج کند.» گری، 7 ساله «زیبایی یک چیز ظاهری است، نمیتواند خیلی ماندگار باشد.» کریستینه، 9 ساله
چرا عشاق دست هم را میگیرند؟
«میخواهند مطمئن شوند که حلقههایشان نمیافتد، چون خیلی بالایش پول دادهاند.» دیو، 8 ساله
عقاید محرمانه درباره عشق
«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطی که وقتی تلویزیون کارتون میدهد، اتفاق نیفتد.» آنیتا، 6ساله
«عشق آدم را پیدا میکند، حتی اگر خودت را از آن پنهان کنی. من از 5 سالگی تلاش میکنم که خودم را از آن پنهان کنم ولی دخترها مدام پیدایم میکنند.» بابی، 8ساله
«خیلی دنبال عشق نیستم. فکر میکنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافی سخت هست.» رژینا، 10 ساله
ویژگیهای شخصی برای اینکه عاشق خوبی باشید
«یکی از شما باید بلد باشد که خوب چک بنویسد، چون حتی اگر صد هزار کیلو هم عشق داشته باشید، باز هم یک قبضهایی هست که باید پرداخت کنید.» آوا، 8 ساله
راههایی که میشود کسی را عاشق خودتان کنید
«به آنها بگویید که فروشگاههای زنجیرهای شکلات دارید.» دل، 6 ساله
«یک سری کارها را نکنید مثلا اینکه کتانی سبز بدبو داشته باشید... ممکن است با این کارتان توجه کسی را جلب کنید اما توجه، عشق نیست. » آلونزو، 9 ساله
«یکی از راههایش این است که دختر مورد نظر را برای غذاخوردن بیرون دعوت کنید. حتما یک چیزی بخرید که دوست دارد؛ مخصوصا سیبزمینی سرخ کرده.» بارت، 9ساله
چطوری میشود فهمید دو تا آدمی که توی رستوران غذا میخورند عاشق هم هستند؟
«فقط نگاه کنید و ببینید که مرد صورت حساب را برمیدارد یا نه. این راهی است که میشود فهمید عاشق شده یا نه.» جان، 9 ساله
«عاشقها فقط به هم خیره میشوند و غذایشان سرد میشود. بقیه بیشتر به غذا توجه میکنند.» براد، 8 ساله
«اگر یکی از آن دسرهایی سفارش بدهند که با آتش درست میکنند، عاشقند. چون یعنی قلب خودشان هم آن جوری است... توی آتش» کریستینه، 9 ساله
وقتی مردم میگویند: دوستت دارم، به چه فکر میکنند؟
«به خودشان میگویند: بله واقعا دوستش دارم. ولی کاش میشد حداقل روزی یک بار دوش بگیرد.» میشله، 9ساله
چطور میشود عاشق ماند؟
«اسم زنتان را فراموش نکنید... این کار کل عشق را نابود میکند.» راجر، 8 ساله
«همسرتان را زیاد ببوسید. این کار باعث میشود او یادش برود که شما هیچ وقت آشغال را بیرون نمیگذارید.» رندی، 8ساله موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 2:51 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
همه افرادی که مخاطب این مطلب هستند، تاکنون تجربه خرید چیزی را در زندگی داشتهاند. وقتی آدمها قرار است با خرید وسیلهای خاص بخشی از نیازهای زندگی خود را تامین کنند، ابتدا برای یافتن جنس و مدل دلخواه خود جستجو میکنند.مدتی بعد از میان اجناس موجود آنچه را که به سلیقه و قدرت خرید آنها نزدیک است انتخاب میکنند و سپس با فروشنده وارد مذاکره میشوند و در نهایت پس از چانهزنی با پرداخت قیمت آن جنس، وسیله موردنظر را میخرند و از آن استفاده میکنند.اگر جنس خریداری شده ارزش و اهمیت خاصی داشته باشد، به دست آوردن آن منوط به این است که مراحل خرید و فروش در داخل یک سند رسمی ثبت شود. موتورسیکلت، خانه، خودرو و... مشمول چنین وضعیتی است. البته درباره برخی کالاهای دیگر، فروشنده به خریدار ضمانتنامه و نیز کارت خدمات پس از فروش هم میدهد تا خیال او را بابت کیفیت جنس خریداری شده راحت کند.
چنین روالی هنگام ازدواج نیز به شکل بسیار دقیقی رعایت میشود. جستجو برای یافتن همسر مناسب، انتخاب فرد مناسب، خواستگاری، چانه زدن بر سر مهریه و جهیزیه، توافق بر سر محل سکونت آینده، برگزاری مراسم عروسی و در نهایت ثبت ازدواج در یک سند 24 برگی بعلاوه دهها امضا در دفتر ثبت، مراحل مختلفی است که همسران برای رسیدن به یکدیگر طی کرده و خواهند کرد.
در این میان، مهریه نیز حکم ضمانتنامهای را دارد که مرد به همسر خود ارائه میکند و مجموع تعهداتی که قانون برای هر دو طرف تعیین کرده، حکم خدمات پس از فروش را دارد. این مراحل از سوی افرادی که در مرحله ازدواج قرار دارند، کمابیش به شکل مشابه طی میشود.
در نگاهی دیگر، ازدواج مانند معاملهای است که در آن مانند هر معامله دیگر امکان سود و زیان وجود دارد و حتیالامکان کلاهبرداری هم هست. البته این که در هر معاملهای سود و زیان تا چه اندازه منطقی باشد، مسالهای است که هر فردی خود قادر به درک آن است، اما برخی رفتارها که از آن تعبیر به مخزنی، دزدیدن قاپ طرف مقابل و موارد مشابه میشود، تفاوتی با کلاهبرداری ندارد و مانند هر کلاهبرداری دیگری دیر یا زود به شکست میانجامد.
شاید یکی از مهمترین مسائلی که سبب میشود ازدواج در ادامه زندگی به پدیدهای مشکلساز تبدیل شود و سر و کار همسران را به دادگاهها و دفترهای مشاوره بکشاند، این است که همسران بدون توجه به ماهیت واقعی این پدیده که از نظر قانون در حد یک معامله خرید و فروش است و براساس چارچوبهای ناقص قانونی، زندگی خود را آغاز میکنند.
وقتی ازدواج خطرناک میشود
یکی از دوستان تعبیر جالبی درباره ازدواج به کار میبرد. او میگوید، ازدواج امروز به بزرگترین ریسک زندگی دختران و پسران تبدیل شده است. بعید است کسی با این حرف مخالفتی داشته باشد. پیچیدگی روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه خصوصا جوامع شهری سبب شده تا بسیاری از افرادی که در آستانه ازدواج هستند، در رفتارها و ارتباطهای اولیه چهره واقعی خود را نشان ندهند.
ازدواج برخلاف تصور بسیاری از جوانان صرفا یک تصمیم عاطفی نیست که مثلا بتوان زندگی را بر مبنای آن آغاز کرد و تا به آخر نیز عاشق ماند. کافی است کمی در جزییات این مساله دقیق شوید تا به این نتیجه یا نتیجه مشابه برسید که تصمیمگیری درست درباره ازدواج، رفتاری کاملا مهندسی و حسابگرانه را میطلبد تا همسران در طول زندگی مشترک، با ته کشیدن اندوخته عشق به بنبست زندگی نرسند. منظور از رفتار مهندسی و حسابگرانه در این مطالب به هیچ وجه داشتن نگاهی منفعتطلبانه نیست بلکه چنین نگاهی همان طور که در مطالب قبلی هم به آن اشاره شد، بیشتر بر یک شناخت دقیق از طرف مقابل شکل میگیرد. تجربه نشان داده هر چه این شناخت قویتر و دقیقتر باشد، رابطه موسوم به ازدواج به سرنوشت بهتری خواهد رسید.
چه کنیم تا کمتر بدبخت شویم؟
آنچه امروز در جامعه ما در زیر عنوان «ازدواج» در حال انجام است، ترکیبی از قوانین مذهبی، عرفی و قانونی است. طبیعی است که این ترکیب چندان کامل نیست و به همین دلیل سبب بروز مشکلات مختلف میشود. بیشتر آدمها در زمان ازدواج دچار مصلحتاندیشی میشوند و به جای یافتن پاسخهای منطقی برای پرسشهایی که ذهن آنها را درگیر کرده، به صرف دریافت تضمین به درد نخوری مانند مهریه، همه چیز را به «آینده» موکول میکنند.
مثلا در شرایطی که طبق روایات مذهبی و نیز فتوای صریح برخی مراجع، اگر مهریه مبلغی تعیین شود که مرد قصد یا توانایی پرداخت آن را نداشته باشد، این مهریه باطل است و حتی در برخی روایتها اشاره شده که اگر مردی مبلغی را مهر همسرش کند که قصد پرداخت مهریه را به همسرش نداشته باشد، رابطه او با همسرش در حد یک رابطه غیراخلاقی است، بسیاری همچنان بر تعیین مهریههای سنگین تاکید میکنند و از این نکته غافل هستند که این مال حلالتر از شیر مادر، به سختی قابل دریافت است.
از سوی دیگر هنگام خواستگاری، اغلب مردان پولدار و ثروتمند هستند، اما در زمانی که قرار است مهریه را بپردازند، به هزار شیوه و روش متوسل میشوند تا مقدار کمتری از این دین را بپردازند.
اکثر مردان حق مهریه را برای همسر خود قائل نیستند و شاید به استناد آن ضربالمثل قدیمی که میگوید: سنگ بزرگ علامت نزدن است، با دست و دلبازی هزاران سکه میپذیرند، چون قرار نیست هیچ گاه آن را پرداخت کنند، والا اگر قرار بر پرداخت 50 سکه هم باشد، حتما این را میپرسند که این سکه را چه زمانی و چگونه باید پرداخت کنند؟
تشابه در همه جهات
تشابه تحصیلاتی، شغلی و حتی جسمی نیز از دیگر مواردی است که بهتر است همسران هنگام انتخاب شریک خود به آن توجه کنند. به این نکته توجه کنید که در ابتدای زندگی، ممکن است کمبودهای زیادی وجود داشته باشد. خودرو، خانه، تفریح گرانقیمت، مسافرت و... چیزهایی است که هر کدام پس از آن که در مرحلهای از زندگی برطرف شد، نیاز دیگری جایگزین آن میشود.
البته برطرف شدن هریک از این نیازها نیز به معنای رفع آن نیاز نیست، بلکه در اغلب موارد به معنی جایگزین شدن نیازی تازه است. ضمن آن که پس از یک رفاه نسبی باید چیزی به نام «همسران» در کنار هم حضور داشته باشند تا از این امکانات فراهم آمده استفاده شود. بد نیست هر دو طرف که قصد ازدواج دارند به این نکته هم توجه کنند که در فرهنگ ما ایرانیها، تلقی سنتی از شوهر کسی است که ساعت 7 صبح از خانه بیرون برود و ساعت 5 بعدازظهر به خانه بازگردد و در تعطیلات در کنار خانواده باشد.
تلقی سنتی هم از زن ، بیشتر زن خانهدار است که در خانه غذا بپزد و خانه را مرتب نگه دارد و به شوهر خود بشدت عشق بورزد!
از سوی دیگر دختر و پسر ممکن است در ابتدای ازدواج هر کدام شرایط خاصی داشته باشند، مثلا ممکن است دختر در حال تحصیل یا کار در خارج از خانه باشد یا مرد به کاری اشتغال داشته باشد که زمان و مکان مشخصی ندارد. بارها این جمله در دادگاه شنیده شده که زن یا مرد عنوان کردهاند که صرفا به دلیل عشق، با طرف مقابل ازدواج کرده و امیدوار بودهاند بعد از ازدواج، طرف مقابل را به شخص دلخواه خود تبدیل کنند، اما این اتفاق نیفتاده و کار به دادگاه کشیده است. یکی از کارمندان دادگاه که مسوول دریافت سکههای مردانی است که مهریه میدهند، به نکته جالبی اشاره میکند.او میگوید بخش عمدهای از مردانی که برای دادن سکه به این دادگاه مراجعه میکنند، یا کارمند یک شرکت بزرگ خودروسازی هستند که شیفتهای کاری 24 ساعته دارند و مردان گاهی یک شبانهروز همسر خود را نمیبینند و در کنار او نیستند، یا کارمندان یک سازمان بزرگ رسانهای هستند که فعالیت آنها زمان و مکان خاصی ندارد و به همین دلیل هیچ برنامه منظمی برای حضور در خانه و زندگی خود ندارند.
طبیعی است اگر طرفین چنین مواردی را به شکل دقیق بررسی و بعد در عقدنامه ذکر میکردند یا از میان همکاران خود یا خانواده همکاران خود که با چنین وضعیتی آشنا هستند، دست به انتخاب میزدند، احتمال بروز چنین مشکلی به حداقل میرسید.
تعریف درست روابط میان همسران
یکی از مهمترین نکات قابل توجه قبل از ازدواج، «تعریف درست سطح روابط میان همسران» است. به عبارت سادهتر این نکته مهم است که رابطه بین زن و مرد چگونه و در چه سطحی تعریف شود؟
مدتی پیش، در صفحه حوادث برخی روزنامهها خبرهایی درج شده بود که خواندن آن چیزی جز تاسف نصیب مخاطب نمیکرد. خبر از این قرار بود که زنی به خاطر آن که از همسرش تقاضا کرده برای او بادام هندی بخرد و شوهر به دلیل گران بودن بادام هندی، این کار را انجام نداده و از او تقاضای طلاق کرده است.روزی هم در دادگاه مردی را دیدم که به جرم برداشتن لحاف و تشک همسرش و خارج کردن آن از خانه از آنجا که جهیزیه متعلق به زن بوده زن از همسرش به جرم دزدی شکایت کرده بود. چنین مسائلی نشان میدهد که اینگونه همسران از ابتدای زندگی تعریف درستی از روابط، اختیارات، وظایف و امتیازهای خود نداشتهاند.
باید به این نکته توجه داشت که مشکل در حقوق قانونی این همسران نیست، بلکه مشکل در تعریف این حقوق است که همسران خود تمایلی به تعریف دقیق آن ندارند.به عنوان مثال، وضعیت یک زن خانهدار که امکانی برای فعالیت اجتماعی در خارج از منزل ندارد، نسبت به زنی که بخش عمدهای از وقت خود را در خارج از منزل سپری میکند، در چارچوب یک خانواده چگونه است؟ رابطه میان همسران گاهی در حد یک مساله کاملا عادی تعریف میشود که در آن زن چیزی جز یک سایه بالاسر نمیخواهد و در قبال ارائه خدماتی به مرد، از او پول و امکانات دریافت میکند.
در چنین رابطهای نباید توقع چندانی از دو طرف داشت، اما گاهی اساس این رابطه به گونهای است که طرفین در طول زندگی قرار است در خوشیها و غمها شریک هم باشند و بر این مبنا مشکلات و راحتیهای زندگی را میان خود تقسیم میکنند. طبیعی است که هرچه توقع دو طرف از هم بیشتر باشد، نیاز به تعریف دقیق و درست از روابط همسران بیشتر است.
بهتر است این مسائل نیز پیش از آغاز ازدواج تعریف و به شکلی قانونی در عقدنامه ثبت شود. حتما شما هم بارها این جمله را شنیدهاید که آدمها بعد از ازدواج تغییر میکنند. شاید یکی از مهمترین این تغییرات، حس مالکیتی است که طرفین نسبت به هم پیدا و احساس میکنند با این حس میتوانند همدیگر را تحت فشار قرار دهند..
بعد از آغاز زندگی مشترک، روابط آزادانه سابق معنی ندارد. ازدواج، امکانات و مزایایی را برای دو طرف به وجود میآورد که ممکن است حتی در دوستیهای بسیار قدیمی هم ایجاد نشود. برخی چیزها در یک رابطه دوستانه ممکن است لطف باشد، اما در ازدواج تبدیل به وظیفه میشود. آنچه شرایط جدید را برای همسران پیچیده میکند، این است که آنها با شرایط جدیدی روبهرو میشوند که تا پیش از آن در روابط دوستانه یا خانواده خود با آن مواجه نشدهاند. این شرایط تازه هم این گونه است که طرفین میتوانند برای اعمال نظر خود متوسل به قانون شوند و قانون نیز در صورت حرکت در مسیر درست از آنها حمایت میکند.
نکته قابل تامل در این زمینه این است که اغلب زوجهای جوان در اولین برخورد میخواهند شمشیر تیز خود را بالا برده، بر فرق حریف وارد کنند و اصطلاحا در اولین برخورد گربه را دم حجله بکشند. این ویژگی که زن و شوهر بعد از ازدواج به حقی میرسند که وظیفه آنها در قبال آن مبهم است و به اصطلاح میتوان آن را پیچاند، زمینهساز بروز مشکلات فراوانی است. مثلا زن میتواند تا مهریه به او داده نشده، به وظایف زناشویی خود عمل نکند. مرد هم میتواند مانع از ادامه تحصیل و حتی کار زن شود و در اغلب موارد اعمال چنین حقی برای فردی که احساس میکند به او دروغ گفته شده، لذتبخش هم هست.
شاید بد نباشد همسران پیش از تشکیل زندگی مشترک سری به دادگاه بزنند و حضور در چنین محیطی را تجربه کنند و حتی با چند نفر که به دلیل همین مشکلات به دادگاه آمدهاند همکلام شوند زیرا نسخههای تلخ زندگی افراد در چنین محیطهایی میتواند واکسن مناسبی برای سلامت زندگی آینده آنها باشد
موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 2:1 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
روزی پیش گوی پادشاهی به او گفت که در روز و ساعت مشخصی بلای عظیمی برای پادشاه اتفاق خواهد افتاد. پادشاه از شنیدن این پیش گویی خوشحال شد. چرا که می توانست پیش از وقوع حادثه کاری بکند. پادشاه به سرعت به بهترین معماران کشورش دستور داد هر چه زودتر محکم ترین قلعه را برایش بسازند. معماران بی درنگ بی آن که هیچ سهل انگاری و معطلی نشان بدهند، دست به کار شدند. آنها از مکان های مختلف سنگ های محکم و بزرگ را به آنجا منتقل کردند و روز و شب به ساختن قلعه پرداختند. سرانجام یک روز پیش از روز مقرر قلعه آماده شد. پادشاه از قلعه راضی شد و با خوش قولی و شرافتمندانه به همه معماران جایزه داد. سپس ورزیده ترین پاسداران خود را در اطراف قلعه گماشت. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 1:59 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
چه فرقی میکند میزان دسترسی به مواد مخدر ?? دقیقهای باشد که رئیس انجمن علمی داروسازان از آن میگوید و تکذیب میشود یا ? دقیقهای که یکی از مسوولان نیروی انتظامی در جلسهای محرمانه و به شکل غیررسمی مطرح میکند و منکر میشود، یا ?? دقیقهای که یکی از پزشکان متخصص ترک اعتیاد میگوید و اصرار میکند که ننویسیم. حقیقت این است که به قول محمدجواد که کراک به قول خودش ریشهاش را خشکانده : «مواد مثل آب خوردن گیر میآید ، در سه سوت، فقط کافی است دستت را دراز کنی تا ...» یک وقت گمان نکنید هدف از نوشتن این گزارش، نفی فعالیتهای شبانهروزی نیروی انتظامی یا ستاد مبارزه با مواد مخدر یا سازمانهای مردممدار فعال در زمینه پیشگیری و مبارزه با مواد مخدر است، یا قصد داریم کشفیات چند صد تنی مواد بر پایه تریاک را در سال منکر شویم یا گستاخ شدهایم و میخواهیم ???? شهید در راه مبارزه با افیون را کمرنگ ببینیم، ما همه این حقایق را از نزدیک لمس کردهایم، اما حقیقت دیگری هم هست که مثل ابری سیاه و بیباران بر سر همه آنها سایه انداخته و آن دسترسی آسان به مواد مخدر است. ? تیر، تحریریه جامجم: تلفنی با محمدجواد ?? ساله حرف میزنم که به قول خودش، یک ماه بیشتر است پاک شده، میگوید: «آدم اگر دنبال مواد برود، دست خالی برنمیگردد». محمدجواد تعریف میکند پیش از پاکشدنش، یک بار که بدجور خمار بوده و بیتابی صورتش را تابلو کرده بوده، رفیقش کراک را توی یک پاکت با پیک برایش فرستاده، محمدجواد شانه بالا میزند که: «طرف خبر نداشت چی با خودش آورده» اما در مواقع دیگر، یعنی همان وقتهایی که خماری زیاد سر و وضعش را به هم نمیریخته، برای تهیه مواد یا به بازار میرفته و خودش را در شلوغی جمعیت گم میکرده، یا در خرابههای حاشیه شهر، پی گمشدهاش میگشته یا به قهوهخانههای جنوب شهر میرفته که سروصدای قلیانها و همهمه آدمها، او را نامرئی میکرده است. محمدجواد میداند هر خیابان پاتوق کدام موادفروش است: «اگر کراک میخواهی برو.... اگر هروئین میخواهی باید بروی..... ولی اگر اهل قرص یا حشیشی، باید راست بروی خیابان.....». ? مرداد، خیابان دربند: مرد چاق از موتورسیکلت پیاده میشود، قدم تند میکند و روبهروی دانشگاه، بستهای کوچک را زیر ریشه پوک درختان چنار که در جوی خشک خیابان، جا خوش کردهاند، میچپاند. نیم ساعت بعد، مشتری زرد و لاغراندام و تکیده از راه میرسد و بسته را برمیدارد. هنوز نمیدانم مشتری کی پول بسته محبوبش را پرداخته است. ? شهریور، خیابان انقلاب: همانجا که دانشجوها پشت ویترین کتابفروشیها میخکوب میشوند، همانجا که دادزنها، انواع کتابهای کنکور را فریاد میزنند، پشت چراغ قرمز ایستادهام و برای سبزشدنش انتظار میکشم که مردی را میبینم چیزی را میگذارد کف دست مشتری مضطربش و بیواهمه میپرد ترک موتور، پیش از رفتن پول را میشمارد، مشتری منگ است، ایستاده و رو به نقطهای نامعلوم خیره مانده است، موتورسوار عجله دارد، مشتریهای دیگر منتظرند، مشتریهایی مثل همان ? دختر جوان که دیروز پشت باغ روبهروی ایستگاه تاکسی ونک دیدهام و یکی از رانندهها سر تکان داده که: «این طفلکیها هم معتادند! باور میکنید؟» ? به من مربوط نیست وقتی اظهارنظر رئیس انجمن علمی داروسازان را درباره دسترسی آسان به مواد مخدر حتی در ?? - ?? دقیقه میخوانم؛ با دکتر سعید صفاتیان، مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر تماس میگیرم. صفاتیان با شنیدن سوالم، خوشرویی همیشگیاش را فراموش میکند و تاکید میکند: «به حوزه کاری من مربوط نیست! نمیدانم!» صفاتیان اضافه میکند: «من فقط معتقدم دسترسی به مراکز درمانی سریعتر شده است.» اما با وجود اصرار صفاتیان بر این که نظر دادن درباره زمان دسترسی به مواد مخدر در حوزه کاری او نیست، وی فروردین امسال اعلام کرده بود: «اگر زمان دسترسی به مواد مخدر در کشور ?? دقیقه باشد با افزایش مراکز درمانی، زمان دسترسی به درمانهای جایگزین حداقل در تهران با آن مساوی شده است.» مدیرکل درمان و بازپروری افزوده بود: «اکنون با افزایش مراکز درمان اعتیاد در کشور دسترسی به مواد جایگزین برای معتادان بخصوص معتادان تزریقی پر خطر تقریبا با زمان دسترسی آنان به مواد مخدر مورد نیازشان برابر شده است و معتادان در زمانی کمتراز ?? دقیقه حداقل در تهران میتوانند به یک مرکز درمانی برسند و مواد جایگزین بگیرند.» هرچند هدف از این گزارش، به دست آوردن متوسط زمان دسترسی به مواد مخدر نیست، اما گفتههای پیشین این مقام مسوول ممکن است هر شنوندهای را مثل ما به اشتباه بیندازد که وی نسبت به میانگین این زمان آگاهی دارد چراکه در غیر این صورت، نمیتواند آن را با میانگین زمان دسترسی معتادان به مراکز درمان اعتیاد در کشور قیاس کند و به نتیجه برسد که این دو زمان با هم برابرند! ? ?? درصد میگویند: سه سوت گرچه هنوز آمار دقیقی از متوسط زمان دسترسی به مواد مخدر وجود ندارد، اما پژوهش دکتر جواد اسماعیلپور، در محیطی کاملا بسته و با محدودیت ویژه از ??? جوان ?? تا ?? ساله، نشان میدهد ?? درصد آنان دسترسی به مواد مخدر تحت شرایطی بشدت کنترل شده را آسان عنوان کردهاند. این را پژوهشگر و پزشک یکی از مراکز ترک اعتیاد که هر هفته به طور متوسط با ???? معتاد آماده ترک ملاقات میکند تا حدود ??? نفر از آنان را در کمپهای ویژه ترک اعتیاد پذیرش کند معتقد است: «امروز فعالیت عمدهفروشان مواد مخدر تا حدودی متوقف شده است و توزیع اصلی را خردهفروشها به دست گرفتهاند.» وی یکی از دلایل اصلی دسترسی آسان به مواد مخدر را نقص در قوانین میداند و میگوید: برای مثال قانون مجازاتها برای روانگردانها مربوط به سال ???? است؛ در حالی که در آن زمان، تعداد روانگردانها بسیار ناچیز بوده است و با زمان حال مطابقت ندارد. ? موفقیت کامل، ممکن نیست از سوی دیگر، به گفته دکتر رامین رادفر یکی از مجریان طرح نجات در اصفهان و مدیر یکی از مراکز ترک اعتیاد، مبارزه با عرضه مواد مخدر به عنوان تنها راهکار برای جلوگیری از دسترسی آسان به افیون، هرگز به موفقیت کامل نمیرسد. وی در استدلال ادعایش میگوید: در حالی که سهم ?? درصدی از کشف مواد مخدر در دنیا برای بسیاری از کشورها موفقیت محسوب میشود، ایران بیش از ?? تا ?? درصد کشفیات مواد مخدر دنیا را به خود اختصاص داده اما این رقم تنها حدود ?? تا ?? درصد مواد مخدر تولیدی در افغانستان را شامل میشود. وی با استناد به این آمار نتیجه میگیرد: «در چنین وضعیتی، طبیعی به نظر میرسد اگر بقیه مواد مخدر تولید شده، به کشورهای همسایه و از جمله ایران فرستاده شود و دسترسی به مواد را بهرغم تدابیر شدید امنیتی، آسان کند و ما ناچار شویم به جای تمرکز صرف بر مبارزه با عرضه مواد مخدر، بر ارائه راههای پیشگیرانه متمرکز شویم.عباس دیلمیزاده، مدیر عامل جمعیت خیریه «تولد دوباره» نیز یکی از موافقان با تمرکز بر فعالیتهای پیشگیرانه، ضمن یادآوری تلاش ?? ساله ایران برای مبارزه با اعتیاد میافزاید: این تجربه طولانی ثابت میکند کاهش دسترسی نمیتواند در جلوگیری از شیوع اعتیاد، تاثیر بسزایی داشته باشد و فعالیتهای پیشگیرانه در این زمینه مفیدترند.وی همچنین بر درمانهای پیش از نخستین بار مصرف تاکید میکند و میگوید: این اصطلاح در ایران هنوز مرسوم نشده است اما اگر به کار گرفته شود، مسلما نتایجی مطلوب خواهد داشت. به گفته مدیرعامل جمعیت خیریه تولد دوباره، درمانهای پیش از اولین بار مصرف به درمانهایی گفته میشود که جمعیت هدف آنها اقشار در معرض خطر اعتیاد به دلایل گوناگونی مثل عوامل روانشناختی، اجتماعی یا بیولوژیک هستند. در هر حال، بر اساس شواهد موجود و اظهارنظر مردم و کارشناسان، دسترسی به موادمخدر در کشور ما آسان شده است و این موضوع باید مورد توجه مسوولان مبارزه با موادمخدر قرار گیرد؛ گرچه آنان بر اقدامات پیشگیرانه، بیش از مساله دسترسی آسان به موادمخدر تاکید دارند، اما این نکته قابل تامل است که دسترسی سریع و سهل به موادمخدر میتواند یکی از دلایل افزایش آمار معتادان شود. موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 12:50 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
1: بایستی خواستگار با خود گل ببرد، ترجیحاً گل صورتی رنگ ( علامت حیات، لذت و زندگی) و از یک نوع و به تعداد فرد مثلاً 9 ، 11 یا 13 در منزل عروس خانم روی یک میز کوچک گلدان با آب آماده باید باشد.
برگرفته از کتاب هدیه به زوجهای جوان-حمید رضا شیرانی حالا میتونی ببریش موضوعات مرتبط: برچسبها: [ چهارشنبه 27/8/88 ] [ 12:44 عصر ] [ متین ابراهیمی ]
|
|||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||||