سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

دنیای کارنکردن

 
تازگیا از دختر یکی از دوستام پرسیدم که وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟نگاهم کرد وگفت که میخواد رئیس جمهور بشه.
دوباره پرسیدم که اگه رئیس جمهوربشی اولین کاری که دوست داری انجام بدی چیه؟
جواب داد:به مردم گرسنه وبی خانمان کمک میکنه.
بهش گفتم :نمیتونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کارروانجام بدی،میتونی ازفردا بیای خونه ی من وچمن ها رو بزنی،درخت ها رووجین کنی وپارکینگ روجاروکنی.اونوقت من به تو 50000 تومن میدم وتورومیبرم جاهایی که بچه های فقیرهستن وتومیتونی این پول روبدی بهشون تا برای  غذا وخونه ی جدیدخرج کنن.
مستقیم توی چشمام نگاه کردوگفت:چرا همون بچه های فقیررونمیبری خونه ت تا این کارها روانجام بدن وهمون پول روبه خودشون بدی؟
نگاهی بهش کردم وگفتم به دنیای سیاست خوش اومدی!!!



تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:54 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر

بازسازی ساختار ازدواج

ازدواج باید در مرتبه دوم باشد، پدیده ی اولیه باید عشق باشد؛ آنوقت می توانید باهم باشید. این باهم بودن، باید یک دوستی و یک مسئولیت باشد. وقتی که دو نفر عاشق یکدیگر باشند، مسئول هستند، از یکدیگر مراقبت می کنند. برای ایجاد چنین مسئولیت و مراقبتی به هیچ قانونی نیاز نیست؛ هیچ قانونی قادر به ایجاد آن نیست. در بالاترین حدّ، قانون می تواند ساختاری تشریفاتی بر شما تحمیل کند که عشق و دوستی شما را نابود خواهد کرد.

درعین حال، چون باید در یک جامعه زندگی کنید، می توانید ازدواج کنید، ولی ازدواج باید در مرتبه دوم بماند. ازدواج باید فقط به این دلیل باشد که شما یکدیگر را دوست دارید؛ ازدواج باید حاصل عشق شما باشد، نه برعکس. در گذشته چنین بوده که اول ازدواج می کردند و سپس می توانستند همدیگر را دوست داشته باشند.

این غیرممکن است: کسی نمی تواند عشق را اداره کند، هیچکس قدرت ندارد که عشق را خلق کند. عشق وقتی روی می دهد که اتفاق افتاده باشد.

می توانی دو نفر را کنار همدیگر قرار دهی. و این کاری است که در طول قرون انجام شده است. این دو نفر را به ازدواج هم می آورید. و وقتیکه دو نفر باهم باشند، شروع می کنند به دوست داشتن همدیگر. درست مانند خواهران که برادرانشان را دوست دارند و برادرانی که خواهرشان را دوست دارند. این یک ترتیبات تحمیلی است. و وقتیکه دو نفر باهم هستند، نوعی از خوش آمدن و دوست داشتن پدید می آید و این دو نفر به هم متکّی می شوند و از همدیگر استفاده می کنند.

ولی عشق؟! این رابطه ای کاملاً متفاوت است. اگر ازدواج اول بیاید، تقریباً غیرممکن است که عشق هرگز بتواند رخ دهد. درواقع، ازدواج را برای ممانعت از عشق ابداع کرده اند، زیرا عشق خطرناک است. عشق تو را به چنان اوج هایی از خوشی و سرور و شعف و شعر می برد که برای جامعه خطرناک است تا به مردم اجازه دهد تا چنان بلندایی بالا بروند و چیزها را از آن ژرفاها و از آن بلندی ها ببینند. زیرا اگر فردی عشق را بشناسد، دیگر چیزهای دیگر هرگز او را ارضاء نخواهند کرد. آنوقت دیگر نمی توانی او را با یک حساب بانکی درشت راضی نگه داری، نه. حساب بانکی درشت کمکی نخواهد کرد، اینک او چیزی در مورد ثروت واقعی می داند.

اگر انسانی عشق را شناخته و آن بلندی های شعف انگیز را تجربه کرده باشد، قادر نخواهی بود که او را جذب بازی های سیاسی کنی. چه اهمیتی دارد؟! قادر نیستی او را به کارهای زشت غیرانسانی وادار کنی. او ترجیح می دهد که انسانی فقیر باقی بماند، ولی عشقش جاری باشد. زمانی که عشق را بکشی ــ و ازدواج تلاشی است برای کشتن عشق ــ وقتی که عشق را بکشی، آنگاه آن انرژی فرد که دیگر در عشق مصرف نمی شود، در دسترس جامعه است تا از آن بهره کشی شود.

می توانی از او یک سرباز بسازی، او سربازی خطرناک خواهد بود. او آماده است تا بکشد ــ هربهانه ای کافی است که او برای کشتن یا کشته شدن آماده شود. او لبریز از ناکامی ها و خشم هاست: می توانی او را به هرجهتِ جاه طلبانه ای سوق بدهی. او یک سیاست کار خواهد شد....

کسانی هستند که عشق را نشناخته اند. عشقی که ناکام مانده باشد، به طمعی عظیم تبدیل می شود: عشقِ ناکام مانده به خشونتی عظیم تبدیل می شود و تو را وارد دنیای جاه طلبی ها می کند. عشقِ ناکام مانده، بسیار ویرانگر است.

ولی جامعه به افراد ویرانگر نیاز دارد. به ارتش های بزرگ نیاز دارد؛ به ارتش هایی از سیاست بازها نیاز دارد، به لشگرهایی از منشی ها، کارمندان دفتری و غیره نیاز دارد. جامعه به افرادی نیاز دارد که بتوانند هرکاری را انجام دهند. زیرا آنان در زندگی، هیچ چیز والا را نشناخته اند. آنان هرگز لحظاتی شاعرانه را در زندگی لمس نکرده اند؛ آنان می توانند تمام عمر به شمارش پول ادامه بدهند و فکر کنند که همه ی زندگی همین است.

عشق خطرناک است.

من مایلم که عشق در دسترس همه قرار داشته باشد. و اگر ازدواجی صورت می گیرد، باید محصولی جانبی از عشق باشد و باید در مرتبه دوم قرار بگیرد.

اگر روزی عشق از بین رفت، برای ازبین بردن ازدواج هیچ مانعی نباید وجود داشته باشد. اگر دو نفر بخواهند ازدواج کنند، هردو باید باهم توافق داشته باشند. ولی برای طلاق گرفتن، حتی اگر یک نفر بخواهد طلاق بگیرد، همین باید کافی باشد. برای طلاق نباید به توافق دو نفر نیاز باشد. هم اکنون، برای ازدواج هیچ مانعی وجود ندارد. هر دو احمقی می توانند به اداره ثبت بروند و ازدواج کنند! ولی برای طلاق هزار و یک مانع وجود دارد.

این رویکردی بسیار جنون آمیز است.

به نظر من، وقتی دو نفر بخواهند ازدواج کنند، انواع موانع باید ایجاد شود: باید به آنان گفته شود: ”دوسال صبر کنید. دوسال باهم زندگی کنید و پس از دو سال، اگر بازهم مایل به ازدواج باهم بودید، برگردید.“

مردم باید مجاز باشند باهم زندگی کنند تا بتوانند خودشان را بشناسند و ببینند که آیا باهم جور هستند یا نه؟ آیا می توانند در زندگی باهم یک هماهنگی ایجاد کنند یا نه؟

ولی هرکسی می تواند به دفتر ثبت ازدواج برود و ازدواج کند و هیچکس برایشان مانعی ایجاد نمی کند. این مسخره است. و وقتی بخواهی که جدا شوی، آنوقت تمام دادگاه ها و قانون و پلیس و همه هستند تا مانع تو شوند! جامعه با ازدواج موافق است و با طلاق مخالف.

من نه با ازدواج موافق هستم و نه با طلاق. به نظر من، بین مردم فقط باید یک رابطه دوستانه، یک مسئولیت و یک حمایت وجود داشته باشد. و اگر آن روز دور است، تا آن زمان نباید اجازه داد که ازدواج امری آسان باشد. مردم باید فرصت بیابند تا یکدیگر را آزمایش کنند، در انواع موقعیت ها با هم زندگی کنند. ازدواج، فقط به دلایل احساسات شاعرانه و عشق در نگاه اول، نباید مجاز باشد.

بگذار اوضاع خنک شود، بگذار اوضاع معمولی شود، بگذار تا ببینند چگونه با زندگی معمولی و مشکلات روزمرّه کنار می آیند و تنها در آن صورت باید مجاز باشند که با هم ازدواج کنند.

آن ازدواج نیز باید موقتی باشد. شاید باید هر دو سال یک بار بازگردند و آن را تمدید کنند؛ اگر برنگشتند، ازدواج پایان یافته است. مجوز ازدواج باید هردوسال تمدید شود و اگر بخواهند از هم جدا شوند، هیچ مانعی نباید ایجاد شود.




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:30 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر
hamtaraneh.com


hamtaraneh.comhamtaraneh.com

hamtaraneh.comدلم برای کسی تنگ است hamtaraneh.com
hamtaraneh.comکه چشمهای قشنگش را hamtaraneh.com
hamtaraneh.comبه عمق آبی دریا می دوخت hamtaraneh.com
hamtaraneh.comو شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند hamtaraneh.com
hamtaraneh.comدلم برای کسی تنگ است hamtaraneh.com
hamtaraneh.comکسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد hamtaraneh.com
hamtaraneh.comو پری دلم را با وجود خود خالی hamtaraneh.com
hamtaraneh.comدلم برای کسی تنگ است hamtaraneh.com
hamtaraneh.comکسی که بی من ماند hamtaraneh.com
hamtaraneh.comhamtaraneh.comکسی که با من نیست hamtaraneh.comhamtaraneh.com
hamtaraneh.comدلم برای کسی تنگ استhamtaraneh.com
hamtaraneh.comکه بیاید hamtaraneh.com
hamtaraneh.comو به هر رفتنی پایان دهد hamtaraneh.com
hamtaraneh.comدلم برای کسی تنگ است hamtaraneh.com
hamtaraneh.comکه آمد hamtaraneh.com
hamtaraneh.comرفت hamtaraneh.com
hamtaraneh.com...... و پایان داد hamtaraneh.com
hamtaraneh.comکسی .... hamtaraneh.com
hamtaraneh.comکسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود...hamtaraneh.com

hamtaraneh.comhamtaraneh.comhamtaraneh.comhamtaraneh.comhamtaraneh.com

 

hamtaraneh.com hamtaraneh.com

 




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:28 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر
اما شما دوستانی که در صدد کشف شخصیت این مخلوقات پر رمز و راز هستید

میتوانید تنها چکیده ای از آنچه در این کتاب خواهد آمد را در ادامه بخوانید :
 
هر چند زن و مرد موجوداتی یکسان و مهم تر اینکه هر دو انسان هستند، اما وجود عواطف و احساسات سرشار در زنان و عدم شناخت کامل مردان از این احساسات و عدم جهت دهی این عواطف توسط خود زنان باعث سوء تعبیرها و برداشتهای غلط از واقعیت وجود زنان و توانایی های آنان شده است. بیشتر ما مردان به خطا تصور می کنیم چون زنان سرشار از احساسات هستند، پس ضعیف هستند. اما این یک اشتباه از جانب آداب و رسوم گذشتگان است که دائماً به ما تذکر داده اند برای اینکه خود را قوی نشان دهی احساسات خود را مخفی کن. در حالیکه امروزه علم روانشناسی به ما یاد می دهد، برای آنکه روان سالمی داشته باشیم باید قدرت بیان احساسات را داشته باشیم. موضوعی که زنان در آن متبحرند و ما مردان باید این هنر را بیاموزیم.

برای زن عشق از همه چیز مهمتر و بر همه چیز مقدم است. بنابراین ما مردان باید برای رابطه عاشقانه با زن، اهمیت خاصی قائل باشیم، و وفور عشق او را به وسواس و انتقاد بیجا و کنترل های دائمیش نسبت ندهیم. مطمئن باشید زنی که بُعد عشق را مطرح نمی کند از عشق سر خورده شده و این بالاترین نیاز را در خود سرکوب کرده است. پس به او حس اعتماد ببخشیم و مواقعی که فکرمان به مسائل دیگر زندگی مشغول است به او بفهمانیم که دوستش داریم و قصد بی تفاوتی نسبت به او را نداریم.

هنگامی که زن پیشنهاد یا برنامه ای خاص برای رابطه تان دارد، سعی ندارد شما را کنترل کند. او تنها می خواهد کمک کند تا شما سراغ احساسات خود بروید، تا عشق و خوشحالی بیشتری بین رابطه خود و شما بیافریند. ولی بیشتر مردان، خلاقیت زنانه را تلاشی از جانب او برای مغلوب کردن مرد تلقی می کنند و عمق شدت احساسات زن، برای آنان معنای تحکیم و ریاست طلبی دارد. بیشتر این خلاقیتهای زنانه وقتی به ضرر خود آنها تمام می شود که در روابط با مرد، دچار اضطراب، نگرانی، ناامنی و ترس می شوند.

زنان مناسبتهای مختلف را به آن جهت دوست دارند که مرد محبوبشان با یادآوری آن مناسبت، یا با خرید کادو به این بهانه عشق و محبت خود را تکرار می کند. پس مناسبتهای مختلف مانند روز تولد، سال روز آشنایی و روزهایی مانند روز عشق را حتی با کارت پستالی به او یادآوری کنید. از تلفن، اس ام اس و ایمیل برای محبوبتان کوتاهی نکنید. برای با او بودن برنامه ریزی کنید. همیشه از خوبیهایی که در او هست تعریف کنید. تا حد ممکن او را متعجب و غافلگیر کنید.

زنان سه نیاز اساسی از مردان دارند. اولین نیاز احساس امنیت است؛ احساس امنیت از اینکه بدانند عشق شما با ثبات است و در هر شرایطی او را دوست دارید و احساس امنیت از اینکه مطمئن باشند، شما به عشق خود متعهد و پایبند هستید. زنان زمانی که سرد مزاج، زود رنج یا غرغرو به نظر می رسند و برای مردان غیر قابل تحمل نمود می کنند، وقتی است که این احساس امنیت را از مرد مورد علاقه خود دریافت نمی کنند، در حالی که کوچکترین حرکت مهرآمیز از سوی مرد روحیه آنها را به کلی دگرگون می سازد. به این خاطر زمانی که مشاهده کردید دوست یا همسرتان بیش از حد تصور شما، عصبانی یا در خود فرو رفته است، مطمئن باشید زمانی است که او نتوانسته احساس امنیت لازم را از شما کسب کند. به این خاطر با مهربانی و اطمینان خاطری که به او می دهید، به او کمک می کنید تا گامی در جهت حل مشکل خود بردارد.

دوم احساس پیوند و ارتباط است؛ مردان در رابطه خود خواستار عشق پیوندی هستند که این عشق در زمان برخورد فیزیکی نمود میکند و به شکل مقطع است. اما زنان در روابط خود ضمن وجود عشق پیوندی خواستار عشق رابطه ای نیز هستند تا عشق در رابطه آنها به شکل ممتد باشد. پس برای زن لازم است که وجود و توام بودن عشق را از مرد مقابل خود دائما دریافت کند. عشق و احساسات در زنان جزء لاینفک زندگی آنان است در حالی که در مردان این عشق ورزیدن باید برنامه ریزی شود. زنان به طور پیوسته نیاز دارند تا مردان عشق را در وجود خود برنامه ریزی کنند و وجود آن را به زن مورد علاقه خود اعلام کنند.

سوم نیاز به احترام است؛ برای اینکه به یک زن اثبات کنید برایش احترام قائلید لازم است به او بفهمانید خوشحالی او در اولویت همه برنامه های شماست، برای زندگیش ارزش قائلید، به او نیاز دارید و وجود او هرگز در زندگی برایتان عادی نمی شود و تزاید علاقه را در پی دارد.

بعضی اشتباهات مردان، برای زنان غیر قابل قبول است و آنها را تا مرز جنون می کشاند. اینکه با او حرف نزنید و یا صحبتهایتان دو پهلو باشد، به صحبتهایش خوب گوش نکنید، نیازهایش را نادیده بگیرید، هرگز به او آسایش خاطر و آرامش خیال ندهید، با دیگران لاس بزنید و از او فاصله بگیرید، دائم از او انتقاد کنید، نسبت به چیزهایی که علاقه مند است فراموشکار و برای درخواستهایش بی تفاوت باشید، به او بی توجه باشید و از احساسات درونی خود به او چیزی نگویید ... هرگز ما نباید تصور کنیم زنان قوی و توانا نیاز به توجه و مراقبت عاطفی ندارند. چرا که توانایی نمی تواند جای عاطفه زنانه را پر کند. زنان عاشق صحبت کردن هستند و از این راه، هم عواطف خود را بروز میدهند و هم تنش های درونی خود را تخلیه میکنند. دوست دارند جزئیات مسائل را بیان کنند، با صدای بلند فکر کنند، با صدای بلند احساس کنند، اما نگرانی و ناراحتی خود را کمتر از آنچه که هست بروز می دهند.


پی نوشت نگارنده : بقول معروف از قدیم گفتن، وصف العشق نصف العشق یا همون اصفهان نصف جهان خودمون. منظورم اینه که نمیخواد خودمونو درگیر خوندن این کتاب شونصد کیلویی کنیم. تازه نایاب هم هست و کی میره این همه راهو ! بنظر من اگه همون عبارت های بالا رو درک کنیم و رعایت کنیم تازه خیلی هم پیشرفت کردیم. در اینصورت اونوقت می تونیم ادعا کنیم که در مهمترین اکتشافات قرن حاضر پیشتاز بودیم و دنیا رو چه دیدید شاید دیگه ناله و نفرینی هم ما مردها رو تهدید به نیستی و ترک دنیا نکرد ...

 

 




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:27 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر
زندگی با همه وسعت خویش ، محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغازحیات ، تا به جایی که خدا می داند.
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم،
عطر و  برگ و  گل و  خار،
همه همسایه دیوار به دیوار همند.



تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:26 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر

یرمردبه من نگاه کردوپرسید
چندتادوست داری؟
گفتم چرابگم ده یابیست تا...
جواب دادم فقط چندتایی

پیرمردآهسته ودرحالیکه سرش راتکان می دادگفت:
توآدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری
ولی درموردآنچه که می گویی خوب فکرکن
خیلی چیزهاهست که تو نمی دونی
دوست فقط اون کسی نیست که
توبهش سلام می کنی
دوست دستی است که توراازتاریکی
وناامیدی بیرون می کشد
درست هنگامی دیگرانی که توآنهارادوست
می نامی سعی دارند تورابه درون آن بکشند
دوست حقیقی کسی است
که نمی تونه تورارها کنه
صدائیه که نام تورازنده نگه می داره
حتی زمانی که دیگران تورابه فراموشی سپرده اند
امابیشترازهمه دوست یک قلب است
یک دیوارمحکم وقوی
درژرفای قلب انسان ها
جایی که عمیق ترین عشق هاازآنجامی آید!
پس به آنچه می گویم خوب فکرکن
زیراتمام حرفهایم حقیقت است
وفرزندم یکباردیگرجواب بده
چندتادوست داری؟
سپس ایستاد ومرانگریست
درانتظارپاسخ من
بامهربانی گفتم
اگرخوش شانس باشم...فقط یکی
وآن تویی
بهترین دوست کسی است که شانه هایش رابه تومی سپارد
درتنهائیت توراهمراهی می کند
ودرغمهاتورادلگرم می کند
کسی که اعتمادی راکه بدنبالش هستی به تو می بخشد
وقتی مشکلی داری آن راحل می کند
وهنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری
به توگوش می سپارد
وبهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد
غیرقابل تصوراست




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:25 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر

نوعی ابر بسیار جالب در شمال استرالیا و در ساعات اولیه صبح تشکیل میشود که شبیه رول یا استوانه است! طول این ابر به 1000 کیلومتر هم میرسد و ارتفاع آن بین یک تا دو کیلومتر است و با سرعت 60کیلومتر در ساعت حرکت میکند. دیدن چنین صحنه ای واقعا هیجان انگیز است!




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:23 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر

روزگاری دراز پیش از این، پادشاهی که عاشق تماشای پرواز پرندگان به بلندای آسمان بود، هدیه‌ای دریافت کرد از سوی دوستی که او را نیکو می‌شناخت.

دو قوش از نژاد زیبای عربی، دو قوش بلندپرواز. دو قوش عاشق آسمان.

آن دو سخت زیبا بودند و اگر بال می‌گشودند گویی تمامی زمین و زمینیان را زیر پر و بال خود می‌دیدند. سوار بر باد، به هر سوی پر می‌کشیدند.

پادشاه، شادمان از دریافت آن دو ارمغان، آنها را به پرورش دهند? بازها و قوش‌ها سپرد تا تعلیمشان دهد و به پروازشان در آورد...

ماهها گذشت و روزی قوش‌پرور نزد شاه آمد و سری به فروتنی فرود آورد و شاه را خبر داد که یکی از دو قوش را پروازی بلند آموخته آنچنان که چنان جلال و شکوهی در پرواز نشان می‌دهد که گویی بر آسمان پادشاهی می‌کند. اما اسفا که قوش دیگر ، میلی به پرواز ندارد و از روزی که آمده بر شاخ درختی جای گرفته و هیچ چیز او را به پرواز راغب نمی‌سازد ...!

پادشاه را این امر عجب آمد و متحیر ماند که چه باید کرد ؟!

دست به دامان درمانگران زد تا که شاید در او مرضی بیابند و درمانش کنند و چون کامیاب نشدند به جادوگران روی آورد تا اگر پرنده گرفتار سحری گشته یا که جادویی او را به نشستن واداشته، آن را از او دور کنند تا به پرواز در آید.

اما کسی توفیق را در این راه رفیق نیافت و نومید از دربار برفت. پس شاه، یکی از درباریان را مأمور کرد که راهی بیابد، اما روز بعد از پنجر? کاخش پرنده را نشسته بر شاخ دید...

بسیاری راهها را آزمود تا مگر پرنده دست از لجاجت بردارد و اوج آسمان را بر شاخه درختی ترجیح دهد. اما سودی نبخشید ، پس با خود گفت : شاید آنان که با طبیعت آشنایند نیک بدانند که چه باید کرد و مُهر از این راز بردارند و پرنده را از شاخه جدا سازند و به بلندای آسمان فرستند.

فریاد برآورد و درباری را گفت : برو و زارعی را نزد من آور تا ببینم او چه می‌تواند انجام دهد...

درباری رفت و چنین کرد و زارعی مأمور شد تا راز را برملا سازد و گره از آن بگشاید.

بامداد روز بعد شاه با هیجان و شادمانی دید که قوش به پرواز در آمده و بر بالای باغ‌های قصر اوج گرفته است. فرمان داد تا زارع را نزد او آورند تا به راز این کار پی ببرد.

زارع را نزد شاه آوردند. پس پرسید راز این معجزه در چیست؟! چگونه قوش به پرواز در آمد و چه امری او را واداشت تا شاخ را ترک گوید و به آسمان بپرد؟!

زارع سری به نشان? تعظیم فرود آورده گفت : پادشاها، رازی در میان نیست تا برملا سازم؛ معجزه ای نیز در کار نیست. امری طبیعی است که چون بدان پی ببریم مشکل آسان گردد. شاخه را بریدم و قوش چون دیگر لانه و آشیانه نداشت، دل از آن برید و به آسمان بپرید...!



و این داستان زندگی ما آدمیان است. ما را آفریده‌اند تا پرواز کنیم نه آن که راه برویم.

زمینی نیستیم که به زمین گره خورده باشیم، بلکه آسمانی هستیم و اهل پرواز.

اما مقام انسانی خویش را در نیافته‌ایم که چنین به زمین دل خوش داشته‌ایم و بر آن نشسته‌ایم و شاخ? درختی را که لانه بر آن داریم گرامی داشته و دل بدان خوش کرده‌ایم.

به آنچه که با آن آشناییم دل خوش کرده‌ایم و از ناشناخته‌ها در هراسیم.

امکانات ما را نهایتی نیست و توانایی‌های ما را پایانی نه؛ امّا هراس داریم از کشف آنها و تلاش برای پی بردن به آنها.

به آشناها خو کرده‌ایم و از ناآشناها دل بریده.

راحتی را پیشه ساخته و از زحمت در هراسیم.

زندگی یک‌نواخت شده و از هیجان تهی گشته است.

از سختی‌ها می‌ترسیم و از رنجها در فراریم.

باید که دل از شاخ? درخت برید و لان? زمینی را به هیچ گرفت و هراس را از دل راند و شکوه پرواز را تجربه کرد که اگر پرواز را تجربه کردیم دیگر زمین را در نظر نیاوریم و از اوج آسمان فرود نیاییم.

پس به فراسوی ترسها پرواز کنیم ...




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:20 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر


 

کامپیوتر خود را با چشم هایتان کنترل کنید

شرکت Tobii، وسیله پیشرفته کنترلگر کامپیتور از طریق چشم را با نام PCEye معرفی کرد. این وسیله فوق پیشرفته قادر است فرمان ها را از طریق چشم به کامپیوتر ارسال کند. استفاده از این وسیله ساده است و دقت آن بالاست. Tobii PCEye حرکات چشم را به حرکت نشانگر ماوس برروی صفحه تبدیل می کند و مناسب افرادی است که قادر به استفاده از ماوس و کی برد نیستند.

PCEye برای افرادی طراحی شده که نیاز به نحوه دیگری برای ارسال دستورات به کامپیوتر دارند و یا نمی توانند از ماوس و کی برد استفاده کنند. مانند افرادی که قطع نخاع شده اند و یا دچار بیماری های مرتبط با نخاع هستند. Tobii PCEye مانند وب کم در پایین مانیتور نصب می شود و از طریق پورت USB به کامپیتور متصل می گردد. پس از نصب یکبار تنظیم و کالیبره می شود و پس از آن کاربر می تواند تمام دستورات لازم را از طریق چشم به کامپیوتر شخصی خود ارسال کند.

Oscar Werner از شرکت Tobii در رابطه با سادگی کار با PCEye گفته است: "راحتی کار، اطمینان و بازده عالی، اهداف اصلی ما در طراحی PCEye بوده اند. من تصور می کنم وسیله ای را خلق کرده ایم که رضایت افراد معلول و نیازمند به استفاده از کامپیوتر را جلب خواهد کرد. و امکان استفاده از کامپیوتر برای این افراد را فراهم کرده و باعث استقلال آنها در بسیاری از موارد خواهد شد."

شرکت Tobii اطلاعات کاملی در مورد نحوه کار کرد این سیستم ارائه نکرده است، Tobii گفته است، فناوری دریافت دستورات در این سیستم، PCEye را قادر ساخته براساس رنگ چشم، شرایط و نور محیط و حرکت سر، بیش از 95 درصد دستورات کاربر را به درستی دریافت و به کامپیوتر ارسال کند.

PCEye باعث کندی کارکرد کامپیوتر نمی شود و در نحوه اجرای دستورات کامپیوتر اختلال ایجاد نمی کند. برای اطمینال از کارکرد عادی کامپیوتر و عدم تاثیر این وسیله بر سرعت انجام امور، PCEye مجهز به پردازنده داخلی شده است و پردازش اصلی توسط خود دستگاه صورت می پذیرد. این وسیله به راحتی قابل حمل بوده و وزن آن نیز سبک است. در حال حاضر قیمت و موجودیت PCEye مشخص نشده است.

منبع : زومیت



عینکی برای دو بعدی دیدن فیلم‌های سه بعدی

درست است که تکنولوژی بیشتر وقت‌ها به جلو می‌رود اما عقب‌گرد هم گاهی هیجان خودش را دارد. جمعیت قابل توجهی در دنیا هستند که فیلم‌های سه بعدی را دوست ندارند. بعضی‌ها آن را فقط یک مد زودگذر می‌دانند، بعضی‌ها واقعا با دیدن آن دچار سردرد می‌شوند و بعضی‌ها هم می‌گویند که تکنولوژی مربوط به این فیلم‌ها هنوز به اندازه کافی پیشرفت نکرده تا واقعا برای زندگی روزمره مناسب باشند. ‏

‏عینک دوبعدی راه حل این آدم‌ها است. این عینک‌ها می‌توانند تصاویر سه بعدی را به تصاویر کلاسیک دو بعدی تبدیل کنند. فروش هر عینک با قیمتی حدود هشت دلار، ثابت کننده این واقعیت است که کسانی پیدا می شوند که حاضرند پول خرج کنند تا فیلمی که فقط در نسخه سه بعدی وجود دارد را به صورت دو بعدی ببیند. ‏

شیوه کار عینک هم ساده است. در یک عینک سه بعدی معمولی، هر کدام از شیشه‌ها یکی از تصاویر پخش شده روی پرده را از خودش رد می‌کند و تصویر دیگر را بلاک می‌کند و در نتیجه هر چشم تنها تصویری را می‌بیند که از دید خودش فیلمبرداری شده اما در این عینک بخصوص، هر دو شیشه مانند هم هستند و در نتیجه هر دو چشم تصویری واحد را می‌بینند و در نتیجه فیلم سه بعدی، کاملا به شکل یک فیلم دو بعدی کلاسیک به مغز منتقل می‌شود. ‏

منبع : نارنجی



پرداخت کرایه تاکسی با پیامک

اپراتور وودافون سرویس جدیدی را جهت پرداخت کرایه تاکسی در شهر لندن راه اندازی کرده است. در این سرویس مسافران می توانند از طریق ارسال یک پیامک کرایه تاکسی را پرداخت کنند. ‏روش کار به این صورت است که شماره سریال تاکسی را در پیامکی به یک شماره ویژه ارسال می کنید و هزینه تاکسی روی قبض خط تلفن همراهتان محاسبه می شود. البته شاید این روش به خوبی ‏ فناوری NFC ‏ نباشد اما به هر حال یک راه جدید برای پرداخت کرایه تاکسی است و گاهی اوقات، هنگام برگشت به خانه که پول های تان را تا آخر خرج کرده اید، بهترین روش ممکن محسوب می شود. ‏

منبع : نارنجی



کشف قدرت ناشناخته ای از امواج تلفن همراه

با وجود گذشت حدود ?? سال از عرضه تجاری موبایل، هنوز هم بحث بر سر زیان بار یا بی خطر بودن امواج این همراه دیجیتال ادامه دارد. از یک طرف، گروهی عقیده دارند که سیگنالهای تلفن همراه می توانند بر سلامت و حتی رفتار انسانها اثر بگذارند و از طرف دیگر، عده ای به دلیل نبود شواهد و آمار مستند برای زیان بار بودن این امواج، آنها را بی خطر می دانند. در این میان، هر خبر جدیدی هم که منتشر میشود معمولا به خاطر صریح نبودن، از سوی هر دو طرف ماجرا مورد استفاده قرار می گیرد تا حقانیت ادعای خود را ثابت کنند. (مثلا خبر افزایش مختصر در سوخت و ساز مغزی توسط امواج موبایل که چند ماه پیش اعلام شد) ‏

در مرحله تئوری، تاکنون بیشتر بحثهای دانشمندان بر سر این بود که آیا اصلا امواج موبایل قدرت این را دارند که بتوانند پیوندهای شیمیایی مولکولهای بافتها را تخریب کنند یا خیر؟ از آنجایی که فوتونهای الکترومغناطیس چنین قدرتی ندارند که این پیوندها را بشکنند، نتیجه گیری می شد که احتمال بروز خطر و تخریب بافتی هم منتفی خواهد بود (حداقل از نظر احتمال تغییر ساختار مولکولها) در نتیجه بسیاری از محققین به همین دلیل این پرونده را مختومه می دانستند.

اما حالا پژوهشگران آزمایشگاه های لوس آلاموس (محل انجام پروژه منهتن برای ساخت نخستین بمب اتمی جهان) به نکته جدیدی اشاره می کنند: قدرت فوتونهای مایکروویو، علاوه بر طول موج و انرژی آنها، به چگالی این فوتونها هم بستگی دارد. به عبارتی بالا بودن چگالی این امواج می تواند باعث شود که این فوتونها با هم بتوانند کاری را بکنند که تک تک آنها از انجام آن عاجز بودند (داستان قدیمی سه برادر و شکستن شاخه های چوب را که خاطرتان هست!) مثال واضح این قضیه، چاقوهای موسوم به چاقوهای اپتیک (یا چاقوهای لیزری) هستند که به دلیل تمرکز بالای فوتونهای نوری یا مادون قرمز، برای تغییرات و دستکاری بافتها به کار می روند.

فوتونهای امواج تلفن همراه، هر یک به تنهایی یا در شرایط پراکنده قدرت آن چنانی برای ایجاد تغییرات در مولکولهای بدن ندارند، اما در صورتی که تجمع بیش از حدی در یک نقطه (مثلا مجاور آنتن ها یا در نزدیکی گوشی موبایل) داشته باشند چطور؟ در این شرایط قدرت تخریبی آنها به دلیل تمرکز و چگالی بالا، بیشتر می شود و ممکن است بتوانند تغییراتی در بافتهای زنده بوجود بیاورند.

البته لوس آلاموسی ها تاکنون تنها یک احتمال را مطرح کرده اند که باید بررسی شود و هنوز نمی توان در مورد تاثیر حتمی این قدرت افزایش یافته، حکم قطعی صادر کرد. بنابراین بازار بحث در مورد خوب یا بد بودن این امواج همچنان داغ خواهد بود و تا آن زمان فروشندگان انواع محصولات موسوم به برچسب محافظ امواج موبایل، می توانند به کسب و کار خود ادامه بدهند.

منبع : نارنجی



هیولای مکنده اطلاعات

دستگاهی را که مشاهده می کنید یک غول جاسوسی الکترونیک است که زندگی دیجیتال شما را کف دستتان می گذارد. دستگاه UFED Physical Pro که تولید شرکت Cellbrite است، می تواند بدون استفاده از کامپیوتر به ???? مدل گوشی تلفن همراه به صورت مستقیم وصل شود و تمامی اطلاعات داخل گوشی را استخراج کند. از عکس ها و فایل های چند رسانه ای گرفته تا گزارش تماس ها و SMSهای ارسالی و دریافتی. اگر هم از گوشی مجهز به GPS استفاده می کنید، نقاط ثبت شده هم از دست UFED در امان نخواهد بود.

استخراج اطلاعات از وب گردی، جستجوهای گوگل و فعالیت شبکه های اجتماعی جزو مکشوفات این گجت فضول محسوب می شود. این نکته نیز قابل توجه است که این دستگاه اطلاعات پاک شده و مخفی شما را هم بازیابی می کند.

وجود اینچنین دستگاهی نمایانگر این موضوع است که در دنیای دیجیتال اطلاعات قابلیت پاک شدن کمی دارند و به محض اینکه اطلاعات تولید شد، آنها بر روی کتیبه دنیای مجازی حک می شوند. احتمالا طی چند سال آینده دیگر کسی از شما سوالی نمی پرسد و تنها از شما می خواهند که گوشی تلفن همراهتان را تحویل دهید!



ویبره تلفن همراه چگونه کار می کند؟

شما حتما گوشی تلفن همراه دارید و گوشی شما هم حتما یک موتور ویبره دارد که شما را هنگام زنگ زدن در محیط های شلوغ مطلع می کند. موتور ویبره یکی از قطعاتی است که فناوری ساختش از چندین دهه قبل تغییر نکرده است و جزو ساده ترین قطعات تلفن های همراه کنونی محسوب می شود. ‏

موتور ویبره از یک موتور چرخشی الکتریکی ساده تشکیل شده است که به محور آن یک وزنه با نسبت چگالی بالا نصب شده است. این وزنه به طور معمول بین ??? تا ??? محور ??? درجه موتور را پر می کند. ‏زمانی که موتور ویبره شروع به چرخش می کند، به سبب جابجایی نقطه ثقل ویبراتور با سرعت زیاد، حرکت لرزشی در کل دستگاه ایجاد می شود. ‏

موتور های ویبره ای که در اسباب بازی های کودکان، پیجر ها، گوشی های تلفن همراه، کمربندهای لاغری و غیره یافت می شوند به طور معمول به همین شکل طراحی و ساخته شده اند و تنها از لحاظ اندازه با یک دیگر متفاوتند. موتور ویبره ای که در عکس مشاهده می کنید مربوط به آیفون ? می باشد. ‏

منبع : نارنجی



واکسنی برای نیکوتین، آیا واکسن مواد مخدر هم در راه است؟

 

پژوهشگران اعلام کردند که واکسن ساخته شده برای دخانیات، تاثیر چشمگیری در کاهش اعتیاد به دخانیات و افزایش احتمال موفقیت ترک سیگار دارد. این واکسن، نیکوتین را به سیستم ایمنی بدن لو می دهد و مانع فعالیت موثر نیکوتین در بدن میشود. ‏

نیکوتین ماده اصلی اعتیاد آور سیگار است که با تاثیر بر سلولهای عصبی باعث ایجاد علائم مصرف سیگار (تحریک سیستم عصبی و...) می شود. مولکول نیکوتین به قدری کوچک است که توسط سیستم ایمنی بدن نادیده گرفته میشود و می تواند به راحتی در خون گردش کند و کارهای خود را انجام دهد! ‏

کاری که واکسن نیکوتین انجام می دهد این است که چند مولکول نیکوتین را کنار هم نگه می دارد تا توجه سیستم ایمنی بدن به این تجمع جلب شود، بعد از آن بقیه کارها را خود بدن انجام می دهد، بر علیه نیکوتین، پادتن (آنتی بادی - مولکولی که به یک ماده خارجی می چسبد و آن را بی اثر می کند یا نهایتا باعث تخریبش می شود) می سازد و حالا هر وقت که فرد دخانیات مصرف کند و نیکوتین وارد بدن شود، این پادتن ها به نیکوتین می چسبند و مانع اثر آن در سیستم عصبی می شوند و نهایتا مجموعه پادتن-نیکوتین از چرخه خون خارج میشوند. ‏

به این ترتیب این مولکول کوچک دیگر نمی تواند دور از چشم سیستم ایمنی بدن، برای خودش پرسه بزند و دردسر ایجاد کند. هر بار که دخانیات مصرف شود، نیکوتینِ آن دیگر تاثیری در بدن نخواهد داشت و نمی تواند اثرات اعتیادآوری خود را ادامه بدهد. ‏استفاده از این واکسن در مقایسه با سایر روشهای ترک دخانیات تقریبا هیچ عارضه جانبی ندارد و تاثیر بسیار بالایی در مقایسه با روشهای دیگر از خود نشان داده است. ‏

مساله وقتی جالبتر می شود که بدانیم، عده ای از دانشمندان در این فکرند که واکسنهای مشابهی را با استفاده از همین روش برای مواد مخدر و سایر داروهای غیر مجاز تولید کنند. البته در کنار مسائل جسمی اعتیاد باید زمینه های اجتماعی و روانی آن را هم در نظر داشت که هم در آغاز مصرف مواد و هم در ادامه آن نقش عمده ای ایفا می کنند. شاید چند وقت دیگر خبر تهیه واکسن تریاک یا مواد مخدر دیگر را هم به اطلاعتان برسانیم.




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:16 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر

 

قلب دختر از عشق بود ، پاهایش از استواری و دست هایش از دعا
اما شیطان از عشق و استواری و دعا متنفر بود
پس کیسه ی شرارتش را گشود و محکم ترین ریسمانش را به در کشید . ریسمان
نا امیدی را دور زندگی دختر پیچید، دور قلب و استواری و دعاهایش
نا امیدی پیله ای شد و دختر ، کرم کوچک ناتوانی
خدا فرشته های امید را فرستاد تا کلاف نا امیدی را باز کنند، اما دختر به فرشته ها کمک نمی کرد.
دختر پیله ی گره در گره اش را چسبیده بود و می گفت: نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود
شیطان می خندید ودور کلاف نا امیدی می چرخید. شیطان بود که می گفت:
نه باز نمی شود، هیچ وقت باز نمی شود
خدا پروانه ای را فرستاد تا پیامی را به دختر برساند
پروانه بر شاخه های رنجور دختر نشست و دختر به یاد آورد که این پروانه نیز زمانی کرم کوچکی بود گرفتار در پیله ای.
اما اگر کرمی می تواند از پیله اش به در آید ، پس انسان نیز می تواند
خدا گفت : نخستین گره را تو باز کن تا فرشته ها گره های دیگر را
دختر نخستین گره را باز کرد .......
و دیری نگذشت که دیگر نه گره ای بود و نه پیله ای و نه کلافی
هنگامی که دختر از پیله ی نا امیدی به در آمد ، شیطان مدت ها بود که گریخته بود




تاریخ : چهارشنبه 90/3/11 | 11:13 عصر | نویسنده : متین ابراهیمی | نظر

  • پاپو مارکت | بک لینک | قالب وبلاگ